ابو القاسم عبد الكريم القشيري ( مترجم : فروزانفر )

مقدمهء مصحح 57

رساله قشيريه ( فارسى )

سبكى در ضمن شرح حال ابو حفص عمر بن احمد صفّار كتابى بنام « التّيسير فى التّفسير » به دو نسبت مىدهد كه ابو حفص به سال 542 آن را در بغداد روايت كرده و درس گفته است و حاج خليفه كتابى به همين نام از پدر وى ابو القاسم قشيرى آورده و ظاهرا سبكى سهو كرده است . و اينان كسانى هستند كه از وى روايت كرده‌اند : 1 - ابو الفضل بدل بن غازى بن ابى الحسن مراغى ، متوفّى دوشنبه نهم جمادى الآخره سال 543 اين قطعه را بنقل سمعانى از شعر ابو نصر قشيرى روايت كرده است : مات الكرام و مرّوا و انقضوا و مضوا * و مات فى اثرهم تلك الكرامات و خلّفونى فى قوم ذوى سفه * لو ابصروا طيف ضيف فى الكرى ماتوا 2 - ابو القاسم عبد الرحمن بن عبد الصّمد بن احمد بن على اكّافى شختنى ، از مردم نيشابور و زهّاد و علماء مشهور كه ذكر او در آثار شيخ فريد الدّين عطّار چندين بار آمده است ، متوفّى در فتنهء غز چاشتگاه روز پنج‌شنبه غرّهء ذىالقعده سال 549 و مدفون در مقبرهء حيره زير پاى پدرش . 3 - ابو نصر عبد الرحمن بن محمّد بن احمر خرگردى خطيبى ، از خرگرد پوشنگ هرات و از علماء و فقها و ادبا كه محفوظات بسيار داشت و به مطالعهء تواريخ و فتوح عشق مىورزيد و مواليد و وفيات را حفظ كرده بود ، متولّد ميانهء سال 493 و 499 و متوفّى دوازدهم رجب 548 در مرو و كيفيّت مرگش چنين بود كه در فتنهء غز با جمعى به بالاى منارهء پاىماچان در مرو پناه برده بود و غزان آتش در مناره زدند و آنها همه سوختند . 4 - ابو القاسم سهل بن ابى نصر عبد الرّحمن بن ابى بكر احمد سرّاج نيشابورى از علماء مبرّز در فقه و كلام و لغت و از زهّاد ، متوفّى آخر ذىالقعدهء سال 547 در رى .